تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


سخته  

چقدر سخته با یه نفر آشنا شی بعد از یه مدت که همه وجودت شده بهت بگه من که نیومده بودم که بمونم...چقدر سخته کسی دلت رو بشکنه که یه عمری سعی کردی دلشو نشکونی...چقدر سخته زمین بخوری بعد بفهمی کسی نیست دستت رو بگیره بلندت کنه...چقدر سخته کسی رو دوس داشته باشی و از اون سخت تر اینه که اون تو رو دوست نداشته باشه...چقدر سخته از کسی که فقط به قلبت نیش و کنایه زده نگاه کنی و به جای اینکه به او چیزی بگی ساکت بشی چون بازهم اونو دوس داری...خیلی سخته نیازبه اغوشی داش

ادامه مطلب  

تو می تونی(پست دیروز)  

این پست دیروزه. ولی دستم خورده بود به پست موقت و اینجا پست نشده بود:
 
خب من امروز فهمیدم که اون قدر هم قوی نیستم که وقتی چیزی پیش میاد از جانب اطرافیان محترم، بتونم به کارای مهمم مثل تمرین پیانو بپردازم. فقط تونستم عصبی تر نشم. یعنی ناراحتیم رو تا یه حدی حفظ کردم که بیشتر نشه. اما اصلا توان انجام کارای مهم رو نداشتم. که این ضعف بزرگی به حساب میاد و باید روش کار کنم. چون به همین راحتی چند ساعت تمرین رو از دست دادم و منی که عملا هیچ روز تعطیلی تو هف

ادامه مطلب  

تنها بودن ..یه کابوسِ شومِ .. عزیزم ..  

 
" + ولی هانیه خانوم.. خودمونیما..ما بالاخره نفهمیدیم .. از چی چیه این مرتیکه خوشت اومدهِ؟ یعنی ... یعنی می‌توني؟ یعنی می‌شه با اونم همون جاهایی بری که با من رفتی؟...همون غذاهایی رو بخوری که با من خوردی...؟ همون .. همون کارایی رو بکنی که با منم کردی؟ یعنی میشه؟..."
# سنتوری بینی_سی باره

ادامه مطلب  

تنها بودن ..یه کابوسِ شومِ .. عزیزم ..  

 
" + ولی هانیه خانوم.. خودمونیما..ما بالاخره نفهمیدیم .. از چی چیه این مرتیکه خوشت اومدهِ؟ یعنی ... یعنی می‌توني؟ یعنی می‌شه با اونم همون جاهایی بری که با من رفتی؟...همون غذاهایی رو بخوری که با من خوردی...؟ همون .. همون کارایی رو بکنی که با منم کردی؟ یعنی میشه؟..."
# سنتوری بینی_سی باره

ادامه مطلب  

مرور  

خیلی حس عجیبیه وقتی بعد از مدت ها میای اینجا و نوشته هات رو می خونی.یکی از مزایای نوشتن اینه که می توني ببینی چقدر تفکراتت تغییر کرده.وقتی الان نوشته هام به خصوص نوشته های اولم رو که می خونم احساس می کنم خودم که نوشتمشون بهشون نقد دارم! من نوشتن این وبلاگ رو زمانی شروع کردم که سرباز بودم،محیط پادگانی و فشار اون روزها، رو طرز فکرم بعضی جاها تاثیرگذاشته،کاملا مشخصه.هرچند خط مشی کلی فکری ام آنچنان دستخوش تغییر نشده.نوشتن وبلاگ رو از خیلی وقت پی

ادامه مطلب  

مرور  

خیلی حس عجیبیه وقتی بعد از مدت ها میای اینجا و نوشته هات رو می خونی.یکی از مزایای نوشتن اینه که می توني ببینی چقدر تفکراتت تغییر کرده.وقتی الان نوشته هام به خصوص نوشته های اولم رو که می خونم احساس می کنم خودم که نوشتمشون بهشون نقد دارم! من نوشتن این وبلاگ رو زمانی شروع کردم که سرباز بودم،محیط پادگانی و فشار اون روزها، رو طرز فکرم بعضی جاها تاثیرگذاشته،کاملا مشخصه.هرچند خط مشی کلی فکری ام آنچنان دستخوش تغییر نشده.نوشتن وبلاگ رو از خیلی وقت پی

ادامه مطلب  

 

دیروز من کنار کسی نشسته بودم که بیست و پنج دقیقه‌ی کامل از خودش تعریف می‌کرد. و من می‌تونستم بیست و پنج دقیقه‌ی تمام پا به پاش از بی‌کفایتی‌ها و نشدن‌هام بگم. جدا از اینکه رفتار جالبی نداشت ولی در اعماق قلبم تحسین کردم این اعتماد به نفس و مطمئن بودن از خودش رو.
آخر جلسه، وقتی استاد اشاره کرد تو بمون من کارت دارم، اون هم موند. موند که بگه من فُلان بودم و با تلاش و کوشش خودم رو به فِلان رسوندم، به نظرتون با همین فرمون پیش برم به فیلان هم می‌تو

ادامه مطلب  

 

دیروز من کنار کسی نشسته بودم که بیست و پنج دقیقه‌ی کامل از خودش تعریف می‌کرد. و من می‌تونستم بیست و پنج دقیقه‌ی تمام پا به پاش از بی‌کفایتی‌ها و نشدن‌هام بگم. جدا از اینکه رفتار جالبی نداشت ولی در اعماق قلبم تحسین کردم این اعتماد به نفس و مطمئن بودن از خودش رو.
آخر جلسه، وقتی استاد اشاره کرد تو بمون من کارت دارم، اون هم موند. موند که بگه من فُلان بودم و با تلاش و کوشش خودم رو به فِلان رسوندم، به نظرتون با همین فرمون پیش برم به فیلان هم می‌تو

ادامه مطلب  

آپارتمان  

 
رفقا،
به چه زبونی باید به شما آدمیان گفت، لطفاً، نظر خصوصی ندید!
این نظر خصوصی یکی از نقطه هاست:


خب عزیزماون همسایه ها یک حقیقت رو درمورد شما اثبات می کنند!و اون اینکه والدین شما در محله مناسبی زندگی نمی کنندو همینطور شما بزرگ شده ی جایی هستید که باعث آزار و اذیت دیگران هستندتف سربالا می اندازی مهندس پولکییعنی بابای جنابعالی ریدهخصوصی نوشتم که فقط خود خرت بخونی

 
 
جماعت، من وااااااااقعاً از همکلامی با بعضی از شما ناخرسندم.
شما می توني

ادامه مطلب  

آپارتمان  

 
رفقا،
به چه زبونی باید به شما آدمیان گفت، لطفاً، نظر خصوصی ندید!
این نظر خصوصی یکی از نقطه هاست:


خب عزیزماون همسایه ها یک حقیقت رو درمورد شما اثبات می کنند!و اون اینکه والدین شما در محله مناسبی زندگی نمی کنندو همینطور شما بزرگ شده ی جایی هستید که باعث آزار و اذیت دیگران هستندتف سربالا می اندازی مهندس پولکییعنی بابای جنابعالی ریدهخصوصی نوشتم که فقط خود خرت بخونی

 
 
جماعت، من وااااااااقعاً از همکلامی با بعضی از شما ناخرسندم.
شما می توني

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - حضور " فروشنده " در فهرست اوليه اسكار  

 کافه سینما-ارغوان اشتری-سرویس سینمای جهان: نه فیلم  از سوی آکادمی علوم و هنر سینمایی(اسکار) به عنوان فهرست کوتاه نامزدهای اسکار بهترین فیلم خارجی زبان اعلام شد.
 
به گزارش سرویس سینمای جهان و به نقل از مجله ورایتی نه فیلم از میان هشتاد وپنج فیلمی انتخاب شده که از سوی کشورهای دنیا به آکادمی معرفی شدند. نام فیلم‌ها به شرح زیر است:
استرالیا-"تانا" کارگردان بنتلی دین,
کانادا-"این فقط پایان دنیا است" کارگردان زاویه دلان,
دانمارک-میدان مین کارگردا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - حضور " فروشنده " در فهرست اوليه اسكار  

 کافه سینما-ارغوان اشتری-سرویس سینمای جهان: نه فیلم  از سوی آکادمی علوم و هنر سینمایی(اسکار) به عنوان فهرست کوتاه نامزدهای اسکار بهترین فیلم خارجی زبان اعلام شد.
 
به گزارش سرویس سینمای جهان و به نقل از مجله ورایتی نه فیلم از میان هشتاد وپنج فیلمی انتخاب شده که از سوی کشورهای دنیا به آکادمی معرفی شدند. نام فیلم‌ها به شرح زیر است:
استرالیا-"تانا" کارگردان بنتلی دین,
کانادا-"این فقط پایان دنیا است" کارگردان زاویه دلان,
دانمارک-میدان مین کارگردا

ادامه مطلب  

happy valentine  

 
 می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می توني هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک
  .
.
 با تو از خاطره ها سرشارم
با تو تا آخر شب بیدارم
عشق من دست تو یعنی خورشید
گرمی دست تو را کم دارم
ولنتاین مبارک
.
.
هزار تابلوی مونالیزا به روی لب
و هزاران موزه هنر درون چشمت داری
ولنتاینت مبارک
 
A:M , M

ادامه مطلب  

happy valentine  

 
 می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می توني هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک
  .
.
 با تو از خاطره ها سرشارم
با تو تا آخر شب بیدارم
عشق من دست تو یعنی خورشید
گرمی دست تو را کم دارم
ولنتاین مبارک
.
.
هزار تابلوی مونالیزا به روی لب
و هزاران موزه هنر درون چشمت داری
ولنتاینت مبارک
 
A:M , M

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " توني اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

شهاب حسینی - نظرات نویسندگان "کافه سینما" در مورد فیلم "فروشنده"  

 کافه سینما- در ادامه معرفی و نقد مهمترین فیلم های سال 2016، این بار  مروری داریم بر نامزدهای اسکار فیلم های خارجی زبان: " توني اردمن"،  "فروشنده"، "سرزمین مین"، "ملازم"، "مردی به نام اُو"، "تانا"
  گزیده نظرات نویسندگان کافه سینما درباره «فروشنده»:
●سید آریا قریشی: از جنبه‌ای ادامه فیلم‌های اخیر فرهادی به شمار می‌رود: ماجرای زوجی که پس از پیش آمدن یک بحران، باید بین دوراهی «وفاداری به احساسات درونی خود» و «سازش با شرایط» انتخابی سرنوشت‌ساز ا

ادامه مطلب  

روز پنجم  

پنج روز از اخرین سیگاری که خاموش کردم می‌گذره. همون‌طور که فکر می‌کردم روزها به سختی، شب می‌شه و بدتر از اون، شب‌هایی هستن که نمی‌تونم بخوابم. البته شما لازم نیست اصلا نگران این موضوع باشی و بعد ترک سیگار مثل خرس، هر لحظه که اراده کنی خوابت می‌بره. جالبه که مثل خرس هم می‌خوری. بدون سیگار، زندگی اونقدر کسل کننده و یکنواخت می‌گذره که فکرش رو هم نمی‌توني بکنی که تا آخر عمرت قراره همینطور پیش بره. این چند روز اونقدر بی‌حوصله شدم که گمون کنم

ادامه مطلب  

سادیسم - قسمت یازدهم  

شیر ظرفشویی خراب شده بود. مشغول تعمیر آن بودم که صدای زنگ در آمد. آن وقت شب چه کسی می توانست باشد؟ از پشت چشمی در نگاه کردم ، باور کردنی نبود! یعنی نیما بعد از این همه مدت ، آن هم در این وقت و ساعت ، چه کاری می توانست داشته باشد؟ شالی که همان جا ، کنار در آویزان بود را سرم کردم و نگاهی به چهره ام در آینه انداختم ؛ بَد نبود. در را باز کردم. اصلا حالت عادی نداشت. یک طوری که انگار اگر دستش را از چهارچوبه در جدا کند ، حتما سقوط خواهد کرد ، ایستاده بود و سر

ادامه مطلب  

سادیسم - قسمت یازدهم  

شیر ظرفشویی خراب شده بود. مشغول تعمیر آن بودم که صدای زنگ در آمد. آن وقت شب چه کسی می توانست باشد؟ از پشت چشمی در نگاه کردم ، باور کردنی نبود! یعنی نیما بعد از این همه مدت ، آن هم در این وقت و ساعت ، چه کاری می توانست داشته باشد؟ شالی که همان جا ، کنار در آویزان بود را سرم کردم و نگاهی به چهره ام در آینه انداختم ؛ بَد نبود. در را باز کردم. اصلا حالت عادی نداشت. یک طوری که انگار اگر دستش را از چهارچوبه در جدا کند ، حتما سقوط خواهد کرد ، ایستاده بود و سر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1