تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


هدف الي الله  

اگه برای زندگیت هدف تعیین نكنی اخرش كه میرسی فقط باختی...!...
هدف هم پول و دنیا باشه و تلاش برای زندگی بهتر اخرش پوچيه...!...
.
هدفتون بالاتر از این حرف ها باشه ، هدف سیر در مسیر الله و تشویق همه به این مسیر باشه اخرش میگی خدایا من با این همه اومدم كه ته نداره و بهشون اضافه میشن....
اون وقت میتونی با قلب ارام و ضمیر روشن با امید به فضل پروردگار اخرش رو تموم كنی...
پول و مادیات رو خدا خودش تضمین كرده كه میده....چقد بهش اطمینان داری؟
بسم الله....

ادامه مطلب  

هدف الي الله  

اگه برای زندگیت هدف تعیین نكنی اخرش كه میرسی فقط باختی...!...
هدف هم پول و دنیا باشه و تلاش برای زندگی بهتر اخرش پوچيه...!...
.
هدفتون بالاتر از این حرف ها باشه ، هدف سیر در مسیر الله و تشویق همه به این مسیر باشه اخرش میگی خدایا من با این همه اومدم كه ته نداره و بهشون اضافه میشن....
اون وقت میتونی با قلب ارام و ضمیر روشن با امید به فضل پروردگار اخرش رو تموم كنی...
پول و مادیات رو خدا خودش تضمین كرده كه میده....چقد بهش اطمینان داری؟
بسم الله....

ادامه مطلب  

je ne vous aime pas  

قبل تر ها جایی کلاس فرانسه رفته بودم و کمی دست و با شکسته فرانسه میدانستم.اخرش هم پیش خودم گفتم حالا که چه؟! مینشینی اخرش بغ بغو میکنی دیگر ...همان انگلیسی ات را یاد بگیر...فرانسه پیش کش...تا اینکه چند مدت پیش یکی از دوستان فی الفور از بنده  کمک خواست که بیا و این متن فرانسوی را ترجمه کن...مورد اورژانسی هم بود گویا! خلاصه متن را که خواندم اثر هایی از عشق و محبت و جام و می و دلبرو شراب یار و این جور چيزهای منکراتی درش یافتیم!

ادامه مطلب  

je ne vous aime pas  

قبل تر ها جایی کلاس فرانسه رفته بودم و کمی دست و با شکسته فرانسه میدانستم.اخرش هم پیش خودم گفتم حالا که چه؟! مینشینی اخرش بغ بغو میکنی دیگر ...همان انگلیسی ات را یاد بگیر...فرانسه پیش کش...تا اینکه چند مدت پیش یکی از دوستان فی الفور از بنده  کمک خواست که بیا و این متن فرانسوی را ترجمه کن...مورد اورژانسی هم بود گویا! خلاصه متن را که خواندم اثر هایی از عشق و محبت و جام و می و دلبرو شراب یار و این جور چيزهای منکراتی درش یافتیم!

ادامه مطلب  

کجایی ماه زندونی...  

دلت که تنگ باشه...دلت که بگیره...
یهویی بدون این که حواست باشه،یه آهنگه لعنتی بهونه ای میشه واسه ریختن
اشکات...دوباره شوری اشکات و دوباره شب...
شب چيزی نیست جز این که خاطراتو یادت بیاره...گلوتو پر بغض کنه...
مجبورت کنه هنذفری رو برداری و یکی یکی اهنگارو پلی کنی و اخرش،
اخرش اشکات یکی یکی بریزه...
اره...شب فقط بخاطر اینه...نه بخاطر خواب و استراحت...
میدونی یک نفر تنگ غروبا میشه دلتنگت....
کجایی ماه زندونی...

ادامه مطلب  

 

مدت زیادی بود سفت پای اعتقادم وایستاده بودم 
کوتاه نمی اومدم ...با اینکه تو معنی عشق مونده بودم
باور نمی کردم اسم این عشق باشه ...یعنی دوست نداشتم که باور کنم...
وقتی حال بد دوتا از دوستامو دیدم که به اصطلاح شکست عشقی خورده بودن
خواستم دل داریشون بدم که اروم بشن که بیشر حواسشون به خودشون باشه 
وقتی بهشون گفتم اسم این حس عشق نیست و فکر کردی قراره اخرش چي بشه؟
جواب دوتاشون یکی بود: ) مگه عشق غیر اینکه نفست واسه یکی بره اخرش هم مشخصه
ما قرار نیست هیچ

ادامه مطلب  

 

مدت زیادی بود سفت پای اعتقادم وایستاده بودم 
کوتاه نمی اومدم ...با اینکه تو معنی عشق مونده بودم
باور نمی کردم اسم این عشق باشه ...یعنی دوست نداشتم که باور کنم...
وقتی حال بد دوتا از دوستامو دیدم که به اصطلاح شکست عشقی خورده بودن
خواستم دل داریشون بدم که اروم بشن که بیشر حواسشون به خودشون باشه 
وقتی بهشون گفتم اسم این حس عشق نیست و فکر کردی قراره اخرش چي بشه؟
جواب دوتاشون یکی بود: ) مگه عشق غیر اینکه نفست واسه یکی بره اخرش هم مشخصه
ما قرار نیست هیچ

ادامه مطلب  

فندقک جان  

از خوشمزگی های پسرم همین بس که وقتی واسش لالایی میخونم، همراهیم میکنه ..و از اول تا اخرش باهام میخونه تا که خوابش ببره ..با زبون ِ بچگیش :))
مطمئنم حرف که بزنی شیرین زبون ترین پسر دنیا میشی (: 
یه روزی بهت میگفتم فندق !اونموقع هیچ نبودی !حالا داره مردی میشه واسه خودش ..
+پست قبل رکورد کامنت های خصوصی رو داشت :| (:

ادامه مطلب  

بهت ران ... ته ران  

بحران ملی یعنی اتفاق افتادن یک چيزی در تهران! بقیه کشور یعنی هیچي! فرقی نمیکنه اهواز باشه، مشهد باشه، تبریز، زاهدان یا هر جای دیگه!!! از نظر مسئولین تهران یعنی همه ی ایران!!!!
هی مسئولین بودجه مملکت رو خرج تهران کنن.... اخرش همین تهرانی ها ریشه مسئولین رو میکنن.

ادامه مطلب  

بهت ران ... ته ران  

بحران ملی یعنی اتفاق افتادن یک چيزی در تهران! بقیه کشور یعنی هیچي! فرقی نمیکنه اهواز باشه، مشهد باشه، تبریز، زاهدان یا هر جای دیگه!!! از نظر مسئولین تهران یعنی همه ی ایران!!!!
هی مسئولین بودجه مملکت رو خرج تهران کنن.... اخرش همین تهرانی ها ریشه مسئولین رو میکنن.

ادامه مطلب  

من پس از تو...  

و بلاخره اخر هفته...
و دلتگی هایی که ناخواسته تو دل ادم بوجود میاد...خب دلیلش هم میدونیم...
ولی خودمونو میزنیم به اون راه که مثلن خبر نداریم از حال دلمون...
حال دلی که بی قرار...هنوزم عاشق...هنوزم دلتنگه...
ای کاش اون شنبه ای که تصمیم به فراموش کردن داریم این شنبه باشه...
چرا...بعضی ادما با چه حقی میتونن تا این حد زندگیمونو بهم بریزن...داغونمون
کنن...
بهمون دروغ بگن..حرف از موندن بزنن..ولی فقط حرف...
اخرش بشه رفتن...جدایی..تمام...
ندیدن و نشنیدنت عشقت رو از دل

ادامه مطلب  

(54)  

سلام خیلی خب اوضاع کاملا بر وفق مراد استاتفاق خلصی,نیوفتاده.. فردا هم ک دانشگاه .. روز بسی خر تشریف دارد .. مهتاب امشب نرفت همینجا موند .. فردا علی اقا دانشگاه داره دید مهتاب تنهاست گفت فردا میرن .. ارمان هم امروز اینجا بود اخرش باهام قعر کرد بعد,زود اشتی کرد .. یعنی مغروره بیشرف.. عاشقشم ب شدت .. فسقلی جان .. اووه راستی استیج ارش,حذف شد .. واقعا حقش,نبود .. بهروز باید حذف میشد ..ارش,صداش عالی بود .. بهروز کلا از اول باهاش مشکل داشتم نچسب بود.. اومم دیگ هیچ

ادامه مطلب  

(54)  

سلام خیلی خب اوضاع کاملا بر وفق مراد استاتفاق خلصی,نیوفتاده.. فردا هم ک دانشگاه .. روز بسی خر تشریف دارد .. مهتاب امشب نرفت همینجا موند .. فردا علی اقا دانشگاه داره دید مهتاب تنهاست گفت فردا میرن .. ارمان هم امروز اینجا بود اخرش باهام قعر کرد بعد,زود اشتی کرد .. یعنی مغروره بیشرف.. عاشقشم ب شدت .. فسقلی جان .. اووه راستی استیج ارش,حذف شد .. واقعا حقش,نبود .. بهروز باید حذف میشد ..ارش,صداش عالی بود .. بهروز کلا از اول باهاش مشکل داشتم نچسب بود.. اومم دیگ هیچ

ادامه مطلب  

روزهایی که به سختی میگذرد  

سلام بچه ها.
این روزا خیلی واسم سخت میگذره.
از طرفی برای تموم شدن درسم لحظه شمارمیکنم..از طرفی توی کارم حسابی تحت فشارم.مشتری های نفهمی که به پست ادم میخوره‌.
خلاصه اینکه امشب اونقد تحت فشار قرار‌گرفتم که ناخواداگاه گریم گرفت.
گریه ای چند دقیقه ولی با رد شدن کل زندگیم جلو چشمم.
گریه بخاطر کل زحمتایی که کشیدم و اخرش اینشد.گریه ای بابت کل فشارایی که بهم وارد میشه‌
این دومین باره که بخاطر فشارا گریم میگیره.
خدایا خودت کمکم کن این شرایط رو تغییر

ادامه مطلب  

درد یعنی...  

درد یعنی دلت بگیره نتونی به کسی بگیبغض کنی ولی نتونی گریه کنیتاشب صبرکنی باهندزفریه تو گوشتاهنگو پلی کنیتا سه شماره نشده اشکات دونه دونهرو صورتت جاری شهجلوی دهنتو بگیری تا صدات درنیاد
باخودت میگی
مامانم نفهمه،نبینه اشکامو
داغون میشهبعد از چند دقیقه چندساعتاره بالاخره حالت خوب میشه اخرش تو میمونی و بالشه خیست

ادامه مطلب  

درد یعنی...  

درد یعنی دلت بگیره نتونی به کسی بگیبغض کنی ولی نتونی گریه کنیتاشب صبرکنی باهندزفریه تو گوشتاهنگو پلی کنیتا سه شماره نشده اشکات دونه دونهرو صورتت جاری شهجلوی دهنتو بگیری تا صدات درنیاد
باخودت میگی
مامانم نفهمه،نبینه اشکامو
داغون میشهبعد از چند دقیقه چندساعتاره بالاخره حالت خوب میشه اخرش تو میمونی و بالشه خیست

ادامه مطلب  

همین  

حداقل دویست نفر میدونند من عاشق ودلباخته ام و اسم کوچکش را هم میدونند ولی امیدوارم بعد از رفتن من هیچ کس نفرینش نکند من هیچ وقت از او و حرفهایش بدم نیومد چون سحر را با تموم وجودم دوستش داشتم تصویری هم که از او توی ذهنم هست و تا این دوسه ماهیکه هستم با خود دارم او مهربانترین و خوش اخلاقترین انسان روی زمین بود همیشه دوستش خواهم داشت حتی لحظه رفتن. آخه من خیلی بد بودم که اون با تموم خوبیهاش نتونست با من کنار بیاد .خب یک ادم خیلی خوب هم هرچقدر از خو

ادامه مطلب  

تکست متن اهنگ بازیو بلدی از عرفان فانی  

 
"بازیو بلدی"
ورس یک:
هیس بزار، چهار خط بگم حرف زندگی سگیه، یه جوری شرح بدم پس
تو‌هم دیگه منو کمتر بزن مردیه عمره که این پرونده بستس
تا اومدم پیشت، دستبند به دستم !
تو که میگفتی اسمت رو دست هست
بخاطر تو، تو این قضیه لارفتم ،همیشه چوب این دلو من میخورم لامعصب
یادته میگفتم برو جلو من هستم هرگوهی هم زدی یجوری جمش کردم
باهات بودم‌ تو کفو خونو یه‌‌ جنگلاخرش چي شد؟تو منو دادی به افسر
ولی بازم جایی گیر کردی بزنگ زنگهرچي ام باشی اسمت تو قلب هس
یه رفا

ادامه مطلب  

تکست متن اهنگ بازیو بلدی از عرفان فانی  

 
"بازیو بلدی"
ورس یک:
هیس بزار، چهار خط بگم حرف زندگی سگیه، یه جوری شرح بدم پس
تو‌هم دیگه منو کمتر بزن مردیه عمره که این پرونده بستس
تا اومدم پیشت، دستبند به دستم !
تو که میگفتی اسمت رو دست هست
بخاطر تو، تو این قضیه لارفتم ،همیشه چوب این دلو من میخورم لامعصب
یادته میگفتم برو جلو من هستم هرگوهی هم زدی یجوری جمش کردم
باهات بودم‌ تو کفو خونو یه‌‌ جنگلاخرش چي شد؟تو منو دادی به افسر
ولی بازم جایی گیر کردی بزنگ زنگهرچي ام باشی اسمت تو قلب هس
یه رفا

ادامه مطلب  

bye bye  

پس غر زدی سرم
دسپرد زدی منم
دلمو دادم دو دستی  دستت
شکستی بسه
رفتم ببین بای بای
برنگردی یه روز بگی وای وای
برنگردی بگی دلم تنگ شد اه
...
تو بگو اخرش من برم کجا
تو بغل کی تو میدی لم بی من
من روزاتو میبینم بی رحم
برگشتی پشیمونی
...
من تو رو اینبار از یاد بردم

ادامه مطلب  

 

امروز گریه کردم اونم نه بخاطر خودم بخاطر .... 
امروز توی کلاس یکی از بچه ها عکس های عروسی و جهیزشو اورده بود داشتیم نگاه میکردیم استاد سر رسید پرسید قضیه چيه گفتیم هیچي عکس های عروسیه ....
بحث ازدواج و عروسی داغ شد هر کس یه نظری داشت از مشکلات اقتصادی و کار و چشم هم چشمی بگیر تا ......
یکی از بچه ها به شوخی گفت ما هم دلمون میخواد کل کلاس خندید ولی یکی از پسرها حرف قشنگی زد گفت این خنده تلخ هممون بود الکی میگیم میخندیم ولی توی واقعیت بله دلمون میخواد ا

ادامه مطلب  

 

فکر میکنم از بین بچه های وبلاگ فقط ابوالفضل ک قشنگ درکم میکنه 
ابوالفضل من خستم...چرا قرصام کم نمیشه ک بدتر زیاد شده؟
چرا همه ی جوری نگام میکنن؟میگن هیچي نیس ...
ولی خو ی دیقه نمیتونن جای من باشن ...
خو دیگه چقد جلو گریه هامو بگیرم جلو دکتر گریه کردم شاید نیم ساعتی شد ک گفت خو حرف بزن 
چي اذیتت میکنه؟گفتم هیچي مگه تا الان چي عوض شده؟
دکترم میدونم وبلاگمو میخونی...ولی چرا توام دروغ میگی ک خوب شدم ولی قرصام قط نمیشه؟
اخرش:ابوالفضل کاش من درد تورو داش

ادامه مطلب  

تابستون 95  

خوب بعد مدتها اومدیم.
سلام.
تابستون 95 م داره کم کم تموم میشه.
دیروز امتحانا ترم تابستون هم تموم شد و همون دیروز با دوستم بیرون رفتیم شامم بیرون خوردیم حسابی خوش گذشت .جای همگی خالییی
امروز یه اقایی اومد مغازمون .خودشو معرفی کرد .گفت شوهر فلان خانمیم که تو قلم چي کار میکنه. بعد چند تا سوال درمورد پکیج و ... پرسید.
بعد گفت خانمم گفت ازت بپرسم که الان چي میخونی؟اخرش چي شد چيکار کردی؟
براش توضیح دادم.
خیلی جالب بود یه نفر بعد این همه سال هنوز فکر این

ادامه مطلب  

ای دل بی قرار  

فک کنم فقط به این دلم بدهکار نیستم اخه هر چي میخواد نه نمیتونم بگم واس اینم هس که انقد حالم خوبه ، دیروز دلم گف یه سر وبلاگش بزن شاید چيز خوبی باشه گفتم نه ولی بعد یادم اومد خیلی وقتا دلم راس گفته .رفتم وبلاگش عنوانشو دیدم گفتم اه بیربطه و اومدم بیرون بعد دلم گف دوباره برو بخون این دفعه رفتم کامل خوندم اخرش خوندم که میخواد بعضیارو ببخشه و از اون بهتر داره به خودش اشتباه میگیره و مشکلات رو فقط از بقیه نمیدونه این یعنی شهره خوب.
خواستم کتابی که گ

ادامه مطلب  

هیجان  

امروز بازی تراکتور و پرسپولیس رو رفتیم خیلی حال داد هرچند یاد حرف شهره بعد دربی افتادم که حتی اونجا هم منو اشتباه فهمیده بود فک میکرد من استقلالیم یعنی خیلی خوشم میاد که خودمو اشتباه معرفی میکنم یا طرف مقابلم اشتباه میفهمه
به هر حال شهره دیگه رفت و جای اونو هیشکی نگرفته نمیخوام اشتباه قبلیمو تکرار کنم و 4 سال منتظر اونی که رفته باشم خودمو راحت میکنم اگه کسی دوسم داشت و تونستم دوسش داشته باشم فرار نمیکنم دیگه
مطمئنم حتی به من فکر هم نمیکنه ان

ادامه مطلب  

آه  

چه خبره این روزااا
امروز ساختمون پلاسکو اتیش گرفت و اوار شد رو سر یه عالمه اتشنشان و مغازه دارش...حس اتش نشانهای  بیرون رو میفهمم که الان لابد به خاونواده های همکاراشون که زیر اوار موندن فکر میکنن.
حال خانواده هایی که کار و جون ش رو از دست داده ن...
فقط خدا کمک شون کنه.واقعا دلم گرقت ازشنیدن این خبر.چشمام پر اشک ه.کی قراره این بدبختی ها تموم شه تو این مملکت؟؟
دیروز پسر ٢٨ساله اومد رو تخت ۵خوابید.بعد ناهار رفتم شرح حال بگیرم میگه هرویین تزریقی می

ادامه مطلب  

 

پر از وجدم... پر از شادی... با اینکه الان احساسی در تو به وجود نمیارم...محرمت بودم روزی... عزیزت بودم روزی... مردت بودم روزی...یه مرد مگه تو زندگیش بیشتر از این چي میخواد...که لطف زیباترین دختر دنیا شامل حالش شده روزی... میتونه همین الان بمیره... با دل خوش... چرا که کامروا بوده و ناکام نمیره از این دنیا...
همه دنیای منی... هر چند الان به اندازه سر سوزنی تو دنیات جا ندارم...
همه وجودم پر از احساس به توئه و جایی ندارم ابرازش کنم جز همین جا که "اینجا برای از تو نو

ادامه مطلب  

20 روز بعد از امتحانات  

دوستای گلم سلام.
پروژه های دانشگامو تحویل دادم این روزاس که باید برم تسویه حساب کنم و تموم شه!
ولی جدا حالا که تموم شده میفهمم که ما دانشجو ها ادمای بی سوادی هستیم.گاهی وقتا میگم 149 واحد پاس کردم اخرش چي؟چي یاد گرفتم؟به این نتیجه میرسم که تو ایران همش مدرک شده!
149 واحد پاس کردیم یه بار روی یه پروژه ساختمانی نبردن مارو وقت پول گرفتنم که میشد تا پولو واریز نمیکردی کارت ورود به جلسه نمیدادن!
بگذریم!
امروز 4 شنبه یه برف حساببییییییییی اومد.جای همگی

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

192  

سلام
امیدوارم حالتان خوب باشد
و بقول پستِ وبلاگِ دارالمجانین
" از حال من نپرس "
یک هفته بیشتر بود که درگیر نمایشگاه حجاب و انقلابِ کانون بودیم
اولش با گله از کم کاری ها شروع شد....گله که شد همه برای اینکه خودی نشان بدهند جلو آمدند و ایده دادندو ....
اما خب ایده که به تنهایی کافی نیست...عمل باید کرد....
از ان همه آدمی که روز اول بودیم فقط سه نفر تا آخر ماندند که من بودمو خانوم"ب" و خانوم "ف.ف"
و به دلیلِ همین کم شدن تعداد  و عملی نشدن ایده هایمان....نمایشگ

ادامه مطلب  

 

چند روز پیش توی اداره قرار بود یکی از همکاران خودش و برای انجام یک برنامه ای هماهنگ کنه 
من کارش و انجام دادم برای هماهنگی بهش که زنگ زدم گفت نمی تونم
من لجم گرفت بهش گفتم شما نمیتونستی چند روز قبل میگفتی من بدم یکی دیگه انجام بده
بعد بهم گفت رییس گفته این برنامه این هفته در فلان ساعت انجام بشه فقط استثنا این هفته....
من تماس گرفتم اداره در اون تایم اتاق خالی نبود
بهش گفتم نمیشه
اخرش گفت من اگه در فلان ساعت باشه میتونم در غیر اون نمی تونم
منم با

ادامه مطلب  

 

چند روز پیش توی اداره قرار بود یکی از همکاران خودش و برای انجام یک برنامه ای هماهنگ کنه 
من کارش و انجام دادم برای هماهنگی بهش که زنگ زدم گفت نمی تونم
من لجم گرفت بهش گفتم شما نمیتونستی چند روز قبل میگفتی من بدم یکی دیگه انجام بده
بعد بهم گفت رییس گفته این برنامه این هفته در فلان ساعت انجام بشه فقط استثنا این هفته....
من تماس گرفتم اداره در اون تایم اتاق خالی نبود
بهش گفتم نمیشه
اخرش گفت من اگه در فلان ساعت باشه میتونم در غیر اون نمی تونم
منم با

ادامه مطلب  

داغون اما جاریست زندگی  

قدر نشناسی. کلی زحمت کشیدم آخرش برگشت گفت تو مدیریت بلد نیستی.غلط کرد. امروز که روز اجرای همایش بود یک ساعت دیر رفتم و کارشو دوبرابر کردم. بعد هم نشستم رو صندلی و یه پام رو هم انداختم روی اون پام و وقتی گفت پاشو اینکارو بکن گفتم حالم خوب نیست. حرصش گرفته بود. تلافی کرد و اجرای نمایشنامه خوانیمون رو گذاشت آخرین اجرا که نیم ساعت بعد از پایان همایش بود.فقط سی چهل نفر از صد و پنجاه نفر نشسته بودن و گوش میدادن. اشکالی نداره.
نمایشنامه خوانی........تجربه

ادامه مطلب  

امروز !!!  

سلام خوبین؟؟؟
چ روز عجیبیه امروز!!!در حاله شاخ دراوردگیه ام
صبی طبق معمول دیر رفتم!!!ساعت 7.10مدرسه رسیدم!!!بدو بدو از پله ها رفتم بالا وسط پله ها دوستمو دیدم سللام دادمو گفتم خوبی؟؟؟گفت وایی مهسا زیست و شیمی خراب کردم گفتم چي شدهدستاشو گرفتم و گفتم برگه هارو دادن؟؟گفت نه ولی خراب کردم حداقل چن نمره غلط دارم !!!ینی بش گفتم ای بمیری دلم رفت!!چ وضعه حرفیدنه کله صبی؟؟
گفت مهسا بیا بریم پایین من کتابمو پایین جا مونده!!!گفتم ی لحظه بصبر وسالامو بذارم ک

ادامه مطلب  

امروز !!!  

سلام خوبین؟؟؟
چ روز عجیبیه امروز!!!در حاله شاخ دراوردگیه ام
صبی طبق معمول دیر رفتم!!!ساعت 7.10مدرسه رسیدم!!!بدو بدو از پله ها رفتم بالا وسط پله ها دوستمو دیدم سللام دادمو گفتم خوبی؟؟؟گفت وایی مهسا زیست و شیمی خراب کردم گفتم چي شدهدستاشو گرفتم و گفتم برگه هارو دادن؟؟گفت نه ولی خراب کردم حداقل چن نمره غلط دارم !!!ینی بش گفتم ای بمیری دلم رفت!!چ وضعه حرفیدنه کله صبی؟؟
گفت مهسا بیا بریم پایین من کتابمو پایین جا مونده!!!گفتم ی لحظه بصبر وسالامو بذارم ک

ادامه مطلب  

تئاتر و ظرفیتهای بخش غیر دولتی - همایش بین المللی تئاتر تهران 1395 2017 tehran  

مطابق اعلام هیات علمی سمینار «پاول رودنف» از روسیه مقاله ای با عنوان «تئاتر مستقل در روسیه» را ارائه خواهد کرد. «فرانچسکو اونگارو» از کشور ایتالیا با مقاله ای تحت عنوان «تئاتر روزهای پیش رو» و «برنیس راموس آیالا» از مکزیک با مقاله  «الگوهای داخلی سازمان برای گروه تئاتری مستقل» ، «طرلان رسولوف» از آذربایجان با مقاله «یک مرحله از تاسیس یک تئاتر مستقل»، «آندرا پورچدو» از ایتالیا با مقاله «تئاتر مستقل نوین در ایتالیا: مابین کمدیا دلارته و ت

ادامه مطلب  

یل جویبار پهلوان حسن یزدانی  

1 : پس از مدت ها دوباره متنی نوشتم،با عرض پوزش از کاستی های احتمالی2: شما رو به دیدن کلیپ دیدنی از دلاوری حسن یزدانی دعوت می کنم-------------------المپیک...منزلگاه بزرگان،غربال دانه درشت ها...هادی عامل قبل از شروع مسابقه حسن یزدانی در مقابل حریفی از هاییتی مثل همیشه پرشور مشغول گزارش مسابقات کشتی است.3 روز مانده به پایان مسابقات، کاروان ایران با 2 طلای دلنشین رستم و سهراب (کیانوش رستمی، سهراب مرادی) و 2 برنز آقای خاص کشتی، محمدبنا و شاگردانش و یک برنز طل

ادامه مطلب  

یل جویبار پهلوان حسن یزدانی  

1 : پس از مدت ها دوباره متنی نوشتم،با عرض پوزش از کاستی های احتمالی2: شما رو به دیدن کلیپ دیدنی از دلاوری حسن یزدانی دعوت می کنم-------------------المپیک...منزلگاه بزرگان،غربال دانه درشت ها...هادی عامل قبل از شروع مسابقه حسن یزدانی در مقابل حریفی از هاییتی مثل همیشه پرشور مشغول گزارش مسابقات کشتی است.3 روز مانده به پایان مسابقات، کاروان ایران با 2 طلای دلنشین رستم و سهراب (کیانوش رستمی، سهراب مرادی) و 2 برنز آقای خاص کشتی، محمدبنا و شاگردانش و یک برنز طل

ادامه مطلب  

خاطره شیرین خانم  

سلام میخوام برای اولین بار یکی از تلخترین خاطراتم که مربوط به داداشم شایان هست تعریف کنم این خاطره برمیگرده به عید پارسال شایان 15 سالشه به جز شایان یه برادر و خواهر بزرگتر دارم خواهرم  27 سالشه که  ازدواج کرده و دیگه پیش ما زندگی نمیکنه  بردارم شهاب 32سالشه  پارسال در حالی که فقط هفت روز مونده بود تا عید یه اتفاق بد کل عید منو خانواده ام خراب شد حدود یکماهی  بود که شایان زیاد سرحال نبود کم اشتها شده بود اصلا غذا نمیخورد خیلی هم میخوابید یعنی ظ

ادامه مطلب  

خاطره شیرین خانم  

سلام میخوام برای اولین بار یکی از تلخترین خاطراتم که مربوط به داداشم شایان هست تعریف کنم این خاطره برمیگرده به عید پارسال شایان 15 سالشه به جز شایان یه برادر و خواهر بزرگتر دارم خواهرم  27 سالشه که  ازدواج کرده و دیگه پیش ما زندگی نمیکنه  بردارم شهاب 32سالشه  پارسال در حالی که فقط هفت روز مونده بود تا عید یه اتفاق بد کل عید منو خانواده ام خراب شد حدود یکماهی  بود که شایان زیاد سرحال نبود کم اشتها شده بود اصلا غذا نمیخورد خیلی هم میخوابید یعنی ظ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام